ما اغلب به اشخاصي برمي خوريم که
پي در پي عطسه مي کنند و از خارش و آبريزش چشم و بيني رنج مي برند . علائم فوق
نشان دهنده « تب علفي » يا ورم غشاي مخاطي بيني است که از حساسيت ناشي مي شود .
برخي اين بيماري را با سرماخوردگي يا آنفلوانزا اشتباه مي کنند ، در حالي که تب
علفي محدود به يک دوره معين نيست و خارش نيز به همراه دارد . براي تشخيص تب علفي
در کودکان کم سن و سال ، مدت دوام بيماري مدرک مهمي است . سرماخوردگي معمولاً با
گلودرد آغاز مي شود و حداکثر ۱۰ روز به طول مي انجامد ، ولي مدت حساسيت متغير است
و ممکن است گاه گرفتگي بيني فقط يک يا دو روز به طول بيانجامد . در حالي که در
زماني ديگر شايد مدت آن طولانيتر از يک دوره سرماخوردگي باشد . تب علفي انواع
مختلفي دارد و اين امکان وجود دارد که کودک به بيش از يک نوع آن مبتلا شود . به
عنوان مثال ، احتمال دارد که يک کودک به تورم غشاي مخاطي بيني در اثر انبساط عروق
ناحيه دچار شده باشد . اين نوع حساسيت با مواد تحريک کننده ( اعم از عطر و فلفل و
دود و ... ) تشديد مي شود . برخي مواقع ،استفاده مداوم از اسپري بيني به ورم
غشاي مخاط بيني مي انجامد .
ورم غشاي مخاط بيني ممکن است در
اثر مواد مختلف حساسيت زا اعم از علوفه سبز ،درختان و گرده افشاني گياهان در
فصول معيني از سال بروز کند . اگر شخصي علائم حساسيت را فقط در ماه ارديبهشت هر
سال نشان دهد شايد گرده افشاني درخت زيتون يکي از عوامل مهم ايجاد اين حساسيت
باشد . حساسيتهايي که در فصول مشخصي از سال بروز مي کند ممکن است ناشي از حساسيت
به غذاهاي فصلي نيز باشد . در غيراينصورت احتمال دارد که عوامل محيطي مانند
حيوانات خانگي ، گرد و غبار يا ساير عوامل موجود در محيط زيست عامل ايجاد حساسيت
باشند .
تب علفي به اين دليل که عوارض
متعددي در مجاري فوقاني تنفسي ايجاد مي کند ، معمولاً گمراه کننده است . چون
کودکان قادر به رفع ناراحتيهايشان نيستند ، راههاي ويژه اي براي تشخيص حساسيت
آنها وجود دارد . واکنشهاي حساسيت معمولاً بين کودکان مشترک است . کودکان معمولاً
قادر به برخورد با عارضه خارش نيستند و حتي گاهي ممکن است از وجود اين عارضه بي
اطلاع باشند . ليکن به طور غيرارادي واکنشهايي نسبت به آن نشان مي دهند ، مثل
فشار بيني به سمت بالا براي تخفيف خارش . اين واکنشها را واکنشهاي حساسيتي مي
نامند . فشار بيني به سمت بالا ، موقتاً مجاري هوايي فوقاني را بازکرده و تنفس را
تسهيل مي نمايد .
ساير واکنشهاي خودبخودي کودکان در
برخورد با عوارض حساسيت عبارتند از :
تغييرات چهره براي تخفيف خارش ،
پيچاندن بيني ،دهن کجي و شکلک درآوردن لحظه اي و احتمالاً بروز علائمي در گوش يا
چشم . گاهي چشم و پلکها سرخ و متورم شده و دچار خارش مي شوند و در عين حال
ترشحاتي نيز از آنها خارج مي گردد . اين عارضه را ورم ملتحمه ناشي از حساسيت مي
نامند . اين عارضه معمولاً با ساير واکنشهاي حساسيتي همراه است ، ليکن گاهي نيز
منحصراً در چشم ظاهر مي شود . گوشها ممکن است سنگين و دردناک باشند . ناراحتيهاي
گوش معمولاً در نوزادان وکودکان زير ۵ سال شايع است .
شيپور اوستاش که گوش را به حلق متصل مي کند ممکن است متورم شده و مايعات در آن
جمع شود ،زيرا وضعيت آن در کودکان به حالت افقي است که با رشد کودک ، به حالت
مايل تغيير وضعيت مي دهد و طبعاً در اين حالت کارکرد بهتري خواهد داشت .
بچه هايي که به عوارض حساسيت دائمي
دچار هستند اغلب فاقد انرژي کافي براي فعاليتهاي فيزيکي و ذهني بوده و ممکن است
قادر به استفاده کامل از ظرفيت خود براي بازي و يادگيري نباشند