در سال هفتاد و چهار هجري محمدابن يوسف براد حاج ابن يوسف ثقفي در 9 فرسخ بيشتر خوبي شهر

استخر بناي شهر شيراز را گذاشات و روز به روز از رونق استخر كاهيده بر زينت شيراز مي افزود تا آنكه بيشتر

بزرگان و مردمان باز دوي استخر جلاي وطن نموده شيراز متوطن گشتند در سال سيصد و شصت و سه شيراز

چنان آباد گرديد كه جاي سر بازاري تنگ آمد پس امير فنا حطوعضدالدوله ديلمي در اين سال شهري ديگر در

بيرون دروازه درب هشتم از قبرستان بزرگ گذشتة بنا نهاد و لشكريان را در آن جاي داد و نام آن شهر را

بمناسبت اسم خود خسروگرد فرمود و گرد به معني شهر باشد و بازار آنرا سوق الاسر گفتند در كتاب شيراز

نامه كه در اسل هفتصد وچهل و يك تأليف شده نوشته است كه اثري از آن شهر باقي نمانده است ليكن

واقعه در جانب پايين ان تاكنون دهات شيب بازار گربند. و در سال چهار صد و سي شش امير ابو كالنجار پسر

ابوشجاع سلطان الدوله پسر ابو نصر بهاء الدوله پسر امير فتا حزوعضداله دله ديلمي بازماندگان شهر استخر

را به شيراز بياورد و خرابهاي آنرا همواره فرمود و در جاي آن كشت كار نمود پس اثري از آن شهر جز تخت

جمشيد باقي نگذاشت و در همي نسال ابوكاتيجار ديلمي باروئي برگرد شهر شيراز كشيد و بعد از خرابي آن

در سال پانصد و هفتاد و پنج پادشاه فارس بر باروي شيراز را فرمود در كتاب تاريخ و صاف فرموده است در دولت

غازان قان اهالي شيراز درگاه خاني التماس باروئي كرده كه يا بي تخت مملكت سليمان را محافظت كند و

حكم خاني شرف نفاذ يافته باروگي رفيع ساختند و برگردش خندفي بكندند و پنج تومان زر به خرج آن رفت و

پنج تومان در آن زمان از پنجاه هزار تومان بگذرد و صدور اين حكم در سال هفتصدو يك گرديد و انجامش در سال

هفتصد ودو اتفاق افتاد و در سال هفتصد و بيست و پنج كه با روي شيراز از بي اهتمامي خراب شده بود به

فرمان شاه محمود اينجو والي فارس تجديد يا روي شيراز رانمودند و بر سر هر برجي خانه اي از آجر ساخته

كوتو الي را در آن بنشاندند و در سال 767 برج و باروي شيراز را به فرمان شاه شجاع آل مظفر شمشيري لايق

نمودند.و در سال 864 ميرزا پير بداق والي فارس سيرا مير جهانشاه قرا قوينو لو تركمان برج و باروي شيراز را

احداث فرمود و در سال 1162 كه نواب صالح خان بيات از جانب نوابب شاهرخ شاه تاوري والي مملكت فارس

بود به دستور العمل ميرزا محمد حسين شريفي صاحب اختيار شيرازي شاهرخ شاه ناوري والي مملكت

فارس بود به دستور العمل ميرزا محمد حسين شريفي صاحب اختيار  شيرازي بسياري از تماع و مساجد و

مدارس و مساكن شيراز را از شهر جدا نموده ياروئي مختصر برگرد شيراز كشد پس در سال 1180 كه نواب

وكيل كريم خان زند شهر شيراز را پاي تخت ممالك خود فرمود بجاي باروي سالح خاني حصاري از گچ و سنگ

و آجر چون همت خود رفيع و بنياني مانند مسعد اي خود محكم و بديع بنا نهاده بر چهارا مانند بروج فلكي مير

افراخت و خدقي چون انديشه حكيمان عميق ساخت و در سال 1207 به فرمان شهريار معدلت شعار

اعليحضرت آقا محمد شاه قاجار طاب نژاه به مصلحت ملكي برج و ياروي شيراز را خراب و خدفش را از خاك و

خاشاك انباشتند پس نواب حسينقلي خان برادر عليحضرت خاقان صاحب قران فتتحليشاه قاجار طاب ثرا و در

سال 1212 بر بنيان با روي خراب حصاري كشيد و در سال 1218 نواب حسينقلي ميرزاي قاجار فرمانفرماي

مملكت فارس آن حصار ناقابل حسين قليخاني را خراب نمود  باروئي محكم از چنيه و خشت خام به بنيان

وكيلي ساخت و در سال 1239 از صدمه زلزله از بر هم ريخت و تاكنون به خرابي باقي است.

و در كتابهاي تاريخ براي بسياري مرقد امام زادگان و مدفن اولياي حق وبزرگان و مقبره ارباب قفل و كمان

شيراز را برج الاولياء گفته اند چنانكه شيخ سعدي فرموده است :

هزار پير ولي پيش بيني از روي كه كعبه برسر ايشان همي كند پرواز

خلقش درويش فش و پاك اعتقاد و به اندازه رتبه خود كريم و جواد وخداي تعالي را ستايش و پادشاه را به

نيايش ستايد غريب نواز و يا آشنا و بيگانه مهربان و دمساز علما وفضلا و شعرا و فصحا از اين شهر برخاسته

اند به اين جهت او را دارالعلم گويند.

چوپاكان شيراز فاكي نهاد                نديدم كه رحمت بر آن خاك باد

هواي چهار فصلش معتدل و نسيم صبا و شمالش داست دل ، آب تابستانه را به برف كوه و راك دو فرسخ

مقربي شيراز سرد كنند آب چاهش شيرين و ناگوار در خان سردسيري و گرمسيري مانند شليل وگيلاس و

انار و انجير و نخل و نارنج در خانه هاي شيراز از نچوبي پرورش كند و زباني از سرماي زمستان و گرمي

تابستان نه بينند و بازار شيراز در همه وقت پر از ميوه هاي گوناگون است درويش و مال دار در تناول ميوه

جالش يكسانند درخت كاج و چنار سرو وبيد و گردو و سفيد دارش ننويسند شوند مانند خربوزه قصر چلنل

حومه و سهل آباد وقفي  را بر مدرسه سر به شيراز وسيونه و مرودشت و هندوانه كوار شيراز جز در اصفهان و

خراسان ديده نگشته است واز روز اول برج سرطان تا نيمه جدي هر روزه انگور را از درخت چيده بر پشت

بارگير گذاشته دركوچه و بازار به مي فروشند و نزديك به پنجاه سال است به تدريج و در دامنه كوههاي

شمالي ومغربي از تا فرنج نيمي جز آب چشمه جوشك ، وگوارارترين انها آب قنات زنگي است و زنگي چنانكه

خواجه حافظ فرموده است زرد كن آباد ماصه لوحش اله را كه عمر خضر مي بخشيد زلالش وقنات آب زنگي را

در نيم فرسخ يك از درسال 560 هجري يك مظفر الدين زنگي اش اتايك مودود سلغزي احداث نمود وبه اصلاح

رغين يك بيل بيشتر آب ندارد و قنات شكتي را در سال 338 دو فرسخ و نيمي كه در ميانه شمال و مشرق

شيراز است .

ركن الدين حسن وعجمي احداث فرمود آتش از ننگ اله واكبر به اندازه يك ميل صبور سر او در آمده صحراي

مصلي وباغ جهان نماوتكيه هفت تنان وتكيه خواجه حافظ را آب ديد وپر آب ترين فتوات شيراز قنات فهندژ

مشهور به برگت سعدي است اندازه نيم فرسخ مشرق شيراز در دامنه كوه كهندژ ز آمده باغ دلگشا را آب داده

صحراي جبل زايجان را شرب كند ودر اواخر پاكيزه وتمام زمستان چنان گرم است كه بعد از مسافتي در

صحراي جبل زيجان از آن اب نجار بلند گردد ودر تابستان خنك وآب جاري در شهر شيراز از قنات حيرات قديم

وجديه است واين مرد وقنات از جانب نمال  شير از ذتسحي بيشتر آيد وقنات حيرات قديم شيراز را ميرزا معين

الدين محمد شيرازي وزير مملكت فارس در سال 1058 احداث نمود ووقف برصلات شيراز فرمود وخيرات جديد

نام اصلي آن قنات ليمك است كه سالها خراب ومنطمس بود ودر سال 1292 ميرزا علي محمد خان قوام

الملك شيرازياز نعمير نمود ونيمه آنرا وقف بر محلات شيراز فرمود وتاكنون اين دوخيرات جاذبه از آن دو خيركنيد

باخي است ودر زمستان وبهار آبهاي باران وبرف كوهستان شمالي ومغربي نزد يك شيراز دو رودخانه سيلاب

شده از دو جانب شيراز از گذشته به درياچه نمك مهارلو ويزد يكي نزديك به صدوپنجاه زرع شاه وديگري

فرسخي از شيراز دوراست دئر غير اين دو قسمت اين دو رودخانه خشك رود شوند وصحراي شيراز در تمام

سال سبز وخرم است .

عرض شهر شيراز از خط استوا بيست و نه درجه وسي وشش دقيقه است و طول شيراز از گري ينچ رصد

خانه انگلستان پنجاه و دو درجه و چهل سه دقيقه است و بايد دانست كه شهر شيراز در زمان محمودي 12

دروازه و 19 محله داشته است و دور با روي آن نزديك به فرسخ و نيم بود و نواب كريم خان زند وكيل السلطنه

شيراز را در 6 دروازه و يازده محله قسمت فرمود و دروازه بيضاء و دروازه جياجي و دروازه سعادت آباد و دروازه

فسا و دروازه گرسفتد و دروازه خاتون را موقوف به است و دوباره را فرسخي فرمود و محله باغ نو و محلاً يا

هليه و محله درب كازرون و محله دشتك و محله سراجان و محله شاه چراغ و محله شيادان و محله مورد

ستان را جزء محلات ديگر نمود .

دروازه اول شيراز دروازه باغشاه در جانب شمال شيراز است دروازه دويم دروازه اصفهان كه گذرگاه كاروان

اصفهان است در ميانه شمال و شرق شيراز در باشه و در قديم انرا دروازه استخر مي گفتند سيم دروازه

سعدي كه مماذي تكيه سعدي در مشرق شيراز است و در قديم آن را دروازه گازرگاه گفته اندو از اين است

كه نوشته اند تكيه و شيخ سعدي در گازگاه شيراز است براي آنكه گازران در دهنه قنات فهندژ كه نزديك به آن

قريه است گازري نمايند.

 

چهارم دروازه قصابخانه : كه گوسفندان را در خارج آن كشته به شهر آوردند و تا اوايل سلطنت كريم خان زند آن را

دروازه فسا مي گفتند كه گذرگاه كاروان فسا است در جنوبي شيراز است و سمهويه وقفي مدرسه منصوره شيراز

در خارج اين دروازه بلافاصله افتاده است .  

پنجم دروازه شاهداعي كه در اصل شاه الداعي الي اله بود نامه يكي از مشايخ طريقه است كه تكيه آن در خارج اين

دروازه است و در قديم آن را درب سلم گفته اند در كتاب قرارارت شيراز نوشته است ابوذكريا سلم ابن عبداله

شيرازي از قدماي مشايخ شيرازي است و قيرشان درب سلم را به او نسبت دهد وايتي دروازه ميانه جذب و مغرب

شيراز است .

ششم دروازه كازرون كه گذرگاه كاروان ازرون است در مغربي شيراز است

اما يازدهم محله شيراز

پنج محله آخر اجدري خانه گريند مانند محله اسحق بيگ و يا بازار مرغ و بالا كفت و درب شاهزاده و ميدان

شاه و پنج محله آن را سخمني خانه گويند مانند محله درب مسجد و سر باغ و سردزك و سنگ سياه و لب

آب و محلاً يهوديان از اين هر دو عنوان خارج است و گفته اند در زمان سلاطين صفويه براي اختلاف در ميانه

اهل محلات نهرهاي ايران بلكه و حيات و دبات قرار داده اندد كه اهل نيمه مشرقي هر بلدي خود را حسد ري

گويند نبي ما از پيروان سلطان جدر كه حد سلاطين صفويه و شيخ طريقه آنها است مي باشم و اهل نيمه

مغربي هر خود را نعمتي گويند نعبي ما از پيروان شاه نعمت اله كه شيخ طريقه سلسله نعمت اللهي است

هستم و يا به مردم جسد ري خانه با يكديگر موافق گشته در اوقات معين با مردن سختي خانه چنگ كنند و

مردم نعمتي خانه نيز چنين كنند و از دو جانب در اين جنگ هر كس كشته شود خونش باشد و اين رسم در

شيراز از باقي بود و در مرسالي سه ياره چهار پاره مربدم جدري خانه با مردم نعمتي خانه چنگ مي خوردند و

در هر كاره چندين نو كشته و چندين نفر در چشم و دست و پاي مي شدند و از اهتمام كارگذاران دولت عليه

نزديك به چهل سال است كه اين رسم ناداني را از ميانه جدري و برداشته و خانه هاي 11 محله شيراز كه در

سال 1301 به شماره در آمد 6327 بود و شماره سرومان 11 محله 25284 مرد و پسر و 28323 نفر زن و دختر

بود و عموم خانه هاي محلات شيراز را از آجر و گل ساخته به چوب پوشيده به گل اندوده اند و در سال 1299

جناب ميرزا علي محمد خان قوام الملك شيرازي بر پشت بام پنج منزل خود مانند فرنگستان تخته انداخته

است .

 

 

Back