حصبه يا مطبقه يک بيماري عفوني است
که متآسفانه در کشور ما خيلي زياد ديده مي شود بطوريکه ما در برابر هر تب
طولاني ابتدا بفکر آن مي افتيم .
* علت : ميکروب حصبه در آبهاي گل
آلود تا يکماه و در يخ تا ۳ ماه زنده ميماند ، در اثر گرماي ۶۰ تا ۱۰۰
درجه بزودي بيجان مي شود و بخصوص نور آفتاب
بسرعت سبب انهدام ميکروبهاي حصبه مي شود . در برابر خشکي هم مقاومت دارد ( تا
دو ماه )
* علل آماده کننده و همه گير شناسي
:
حصبه ممکن است بشکل تک گير يا همه
گير درآيد در فصل پائيز و تابستان بيشتر بصورت همه گير در ميآيد ، اين همه
گيري بخصوص در اجتماعات مانند سربازخانه ها و مدارس ديده مي شود .
اين بيماري متأسفانه در کشور ما در
تمام فصول فراوان است ولي ما آمار صحيحي در تمام کشور از شيوع اين ناخوشي
نداريم . از آمار بخش عفوني چنين برمي آيد که تعداد بستري شدگان در تابستان و
پائيز بيشتر است .
در زمان جنگ که تمام شرايط بالا
جمع است کثرت اين مرض قابل ملاحظه است . افراد غريب و تازه وارد که بمناطق
آلوده وارد ميشوند بيشتر از افراد بومي مبتلا ميگردند ، کم شدن ترشح معده هم
در آلودگي مؤثر است زيرا شيره معده ضدميکروب قوي است و ميتواند در موقع ورود
ميکروب را بيجان سازد .
راه های سرايت بيماری :
ميکرب بيماری تيفوئيد از راه دهان
وارد دستگاه گوارش شده و از آنجا به ساير نقاط بدن ميرسد و نشانه هاي بيماری را
پديدار ميسازد ، ميکروب باسيل از راه مدفوع به خارج راه مي يابد مدفوع و صفرا
در دوران استقرار بيماری آلوده ميباشند . گاهي در ادرار و استفراغ بيماران نيز باسيل
وجود دارد . بيشتر حصبه اي ها در دوران نقاهت هم خاستگاه پخش ميکروب بشمار مي
روند .
* سرايت مستقيم : پرستاران و مراقبان
بيماران از راه دستهاي خود آلوده ميگردند . آنهائي که لگن بيمار را برميدارند
و يا لباس و ملحفه هاي ويرا عوض ميکنند و در معرض آلودگي مستقيم قرار دارند . بنابراين اگر کمال نظافت بعد از تماس با مريض رعايت شود آلودگي
ناچيز خواهد شد . برخي از پزشکان حصبه را بيماري دستهاي کثيف ناميده اند .
* سرايت غيرمستقيم : آب - بهترين
منبع آلودگي را تشکيل مي دهد و اين مطلب درآلودگي هاي لوله هاي آب يک محله
يا يک قنات و آلوده کردن تعداد زيادي از افراد با ثبات ميرسد ، گذشته از آب ،
مواد غذائي ، شير و سبزيجات و نرم تنان دريايي(صدفهاو ميگوو...) نيز ممکن است توسط آب آلوده گردند .
سابقاً يخ غيربهداشتي يک عامل
انتقال بيماری در ايران بشمار ميرفت .
آلودگي شير ، پنير تازه توسط آب
آلوده يا دستهای آلوده ديده شده است .
سبزيجات ، سبزيجاتي را که با کود
انساني ميکارند احتمال آلودگي آن زياد است .
نرم تنان دريائي و صدفها و ميگو
غيره يکي از منابع آلودگي در کشورهاي اروپائي محسوب مي گردد . صدفهائي که در
مسير فاضل آب و رودخانه هاي کثيف قرار مي گيرند آلوده مي شوند .
مگس هم عامل مهمي در پخش بيماري
است .
در آزمايشگاهها افرادي که با کشت و
مطالعات اين ميکروبها سروکار دارند ممکن است تصادفاً آلوده گردند ، پزشکان
بخش هاي عفوني هم بدلايل بالا بيشتر در معرض آلودگي ميباشند .
پودر گوشت ، تخم مرغ و ساير مواد
غذائي هم ممکن است عامل سرايت بيماری باشند .
نشانه هاي حصبه :
بيماری به
آرامي شروع مي شود : تب مختصر ، خستگي ، سرگيجه ، کوفتگي ، خواب مختل ، دهان
تلخ و يبوست . بتدريج اين علائم شدت مييابد ، بعلاوه سردرد شديد ، درد پيشاني
بوجود مي آيد ، درد کمر و گردن و بيحالي عارض ميشود ، شکم نفخ پيدا کرده کمي
دردناک مي شود مخصوصاً در پهلوي راست و پائين شکم درد محسوس ميباشد يا بجاي يبوست اسهال فرا مي رسد .
طحال بزرگ مي شود گاهي خون دماغ
وجود دارد . بسياري از بيماران در چند روز اول بيماري سرفه کرده و نشانه هاي
يک برونشيت حاد را دارند . صبحها تب کم بوده و شبها بالا مي رود تا اينکه در
ظرف ۴ تا ۵ روز تب به ۴۱ درجه ميرسد ، نبض نسبت به تب کندتر ميباشد .
۵
تا ۸ روز علائم شدت مي يابد يعني استقرار بيماری فرا ميرسد بيمار در
رختخواب خود بيحرکت مي افتد و نسبت به اطرافيان بي اعتنا مي باشد و يا اينکه
در بيحالي و کوفتگي عميقي غوطه ور ميباشد گاهي هذيان و بي خوابي وجود دارد ،
بيمار اشياء مبهمي را در هوا جستجو مي کند ، عطش زياد دارد لبها و زبان خشک
است ، اشتها کم است نفخ شکم زياد و در لمس پهلوي راست و پائين شکم درد
وجود دارد . در حصبه سخت ، اسهال آبکي وجود دارد .
تب دائماً در ۴۰ درجه سانتيگراد باقي مانده ، صبح و شب کمي با هم اختلاف دارد يعني صبحها
کمتر و شبها زيادتر است .
عوارض حصبه :
بسيار متعدد است - خونريزي روده ، سوراخ شدن روده ها ،
ورم آپانديس ، ورم کيسه صفرا ،يرقان ، ورم غده بناگوشي عوارض ديگر از قبيل
نارسائي قلبي ، عارضه استخواني ، تنفسي ، ادراري ، پوستي ، ورم بيضه ،
مننژيت ، آماس کليه ها ( پيلونفريت ) و پستانها و تورم مفصلي ملاحظه مي شود
.
تشخيص آزمايشگاهي : آزمايشهائي که
از نظر تشخيص تيفوئيد مورد استفاده قرار ميگيرد بترتيب اهميت عبارتند از :
کشت خون ، کشت ادرار و خلط ، کشت مغز استخوان و آزمايشهاي سرمي ( ويدال
فليکس ) ؛ کشت مدفوع ( در کشور ما که مرض بومي است کشت مثبت مدفوع را بايد با
امتحانات ديگر تکميل کرد ) .
درمان :
رژيم غذائي و الکتروليت : امروزه
ديگر انتخاب رژيم غذائي خاصي براي بيمار تيفوئيدي مفهومي ندارد بهتر است که
به بيماران مقادير کافي مايع رسانده شود و براي اين منظور تشويق بيماران به
نوشيدن مايعات زياد لازم است . توجه به تعادل آب و الکتروليت هنوز مهمترين و
فوري ترين اقدام است .
درمان با آنتي بيوتيکها با توصيه
پزشک
پيشگيري :
تيفوئيد حاد بصورت همه گير و تک گير
بروز ميکند و بيشتر اوقات مسئول آنها ناقلان سالم يا بيماران مي باشند . اين
بيماري مخصوص انسان است و دو نوع پيشگيري را ايجاب مي کند :
۱ - پيش گيري دسته جمعي
۲ - پيش گيري انفرادي
در پيش گيري دسته جمعي ميبايد
بيماران و حاملان سالم را مشخص کرده و آنها را معالجه نمود و خلاصه خاستگاه
سرايت را از بين برد .
در پيش گيري انفرادي بايد افراديکه
در معرض آلودگي به بيماری هستند ايمني بخشيد و آنهم بوسيله مايه کوبي امکان پذير
است . ولي بايد دانست که هر دو اين وسائل براي جلوگيري از تيفوئيد ضرورت
دارند و يکي بدون ديگري امکان پذير نيست .
پيشگيري دسته جمعي : در پيش گيري
دسته جمعي پزشک معالج و اداره بهداشت وظيفه عمده ای دارند :
پزشک معالج
بايد هر چه زودتر بيماري را تشخيص داده و نوع آن را بمراکز بهداري گزارش دهد
، بعلاوه در جريان ناخوشي به اطرافيان مريض طرز سرايت وگندزدائي ادرار و
مدفوع را بياموزد . همچنين ملحفه و لباس زير و يا وسائل ديگر آلوده بيمار را
بهتر است با آب ژاول و جوشاندن و بخار آب و غيره گندزدائي کنيم ، بعد
از بهبود بيماری ميبايد گندزدائي نهائي انجام شود . در صورت امکان بهتر است
پزشک معالج خاستگاه سرايت را جستجو کند . بعلاوه مراقبت و بازرسي دقيق مواد
خوراکي ، صدفها ، شير ، آب ، مشروبات غيرالکلي و غيره ، اين مواد را چه از
نظر تهيه و توزيع و فروش بايد تحت کنترل دقيق قرار داد ، تهيه آب قابل شرب و
فاضلآب هم در پيشگيري بسيار مهم است . غدغن کردن کاربرد کود انساني در
سبزيکاري ، از بين بردن مگس در نقاط آلوده و آموختن بهداشت عمومي بمردم ارکان
پيشگيري دسته جمعي را تشکيل مي دهد .