همه چيز آرام است ، همه چيز زيباست ، همه چيز هماهنگ است ، همه چيز شاد است ...

ناواهو 

 

جهان در صلح به سر مي برد ، هوا تميز ، آب سالم و طبيعت خندان است . هيچ کودکي گرسنه نيست . هيچ خانواده اي نيست که نيازهاي ضروري آن تامين نشده باشد . هويت همه مردم مورد احترام است . براي همه فرصت هست . مانيز به يکديگر ويا به زمين آسيبي نمي رسانيم . مابه طرف چالشهاي جديدي حرکت کرده ايم و اين يک رويا نيست ، بلکه ضرورت است و مي تواند اتفاق بيفتد .

 « ارتباط متقابل از طريق وسايل الکترونيکي جديد ، دنياي جديد را به شکل دهکده اي جهاني تبديل ساخته است . »

مارشال مک لوهان

 

 بخش اصلي بسيج اطلاع رساني جهاني(World Compaign) ، آموزش ، ايجاد انگيزه و فعال سازي است .

براي اينکه يک عمل توسط توده مردم در هر سني انجام شود ، ايجاد آگاهي پايدار در اکثريت آنها ضروري است . داشتن اطلاعات ، انگيزه  و اقدام به عمل مکمل يکديگر هستند . همه چيز با اطلاعات آغاز مي شود و اين در دنياي امروز به معناي استفاده موثر از رسانه هاي گروهي است . هدف از بسيج اطلاع رساني جهاني قرار دادن اطلاعات در اختيار جمع کثيري از مردم به منظور آگاه ساختن عموم مردم با مسائلي است که انسانيت از آغاز تا هزاره جديد با آن روبرو بوده است . اولين قدم در ايجاد انگيزه و عمل ، آشنا کردن دائمي عموم مردم با مسايل حياتي است که زندگي و مرگ ما را به عنوان يک جاندار تعيين مي کند.

زماني به طول تمام تاريخ بشريت لازم بود تا جمعيت جهان در سال ۱۹۰۰ به ۶۵/۱  بيليون نفر برسد . اين تعداد درسال ۱۹۹۹ به ۶ بيليون و احتمالاً تا سال ۲۰۲۵به حداقل ۸ بيليون نفر خواهد رسيد . ميزان تولد به دليل گسترش آگاهي و اقدامات انجام شده در طي چند دهه گذشته به ميزان قابل توجهي کاهش يافته است . اماهمچنان ۷۰ ميليون نفر در سال به جمعيت اضافه مي شود که علت آن تعداد بسيار زياد جمعيت کنوني است .

   ً شما کمانهايي هستيد که فرزندانتان مانند تيرهاي زنده از آن به سوي آينده پرتاب مي شوند .ً

جبران خليل جبران

اگر چه يکي از برنامه هاي موفق سالهاي اخير کاهش ميزان مواليد بوده است ، اما امروزه بزرگترين عامل تهديد کننده محيط زيست ، منابع و کيفيت زندگي مردم - به ويژه در ميان بعضي از ملتهاي بسيار فقير - جمعيت بسيار زياد است . تعداد زياد افراد به نوبه خود تهديد کننده خود زندگي است . همانطوريکه در طول تاريخ « بقاي گونه ها » به توليد مثل بستگي داشت ، امروزه بقاي گونه ها به محدود کردن آن بستگي دارد . آينده فرزندان ما به محدود کردن کميت و تمرکز بر روي کيفيت زندگي آنها وابسته است . با اقدامات انجام شده از وقوع حتي بدترين پيش بيني هايي که در۳۰ سال گذشته با اين دوره شده بود ، پبشگيري به عمل آمده است . لذا ضروري است که جهت ثبات آينده و جلوگيري از هرج و مرج اقداماتي بعمل آيد .

روزانه ۲۰۰۰۰ کودک کمتر از ۵ سال بدليل گرسنگي يا علل مربوط به آن مي ميرند . اين بدين معناست که ۷ ميليون کودک ساليانه قرباني گرسنگي مي شوند . در حاليکه ميزان مرگ شيرخواران در طول چند دهه گذشته  بدليل توجهات خاص به ميزان فزاينده اي کاهش يافته است ، همچنان گرسنگي بعنوان مخوف ترين قاتل در تاريخ زندگي انسان باقي مانده است .

      ً جهان امروز نه فقط گرسنه نان ،که گرسنه محبت نيز مي باشد .ً

                                        مادر ترزا

گرسنگي لکه ننگي بر انسانيت ماست ، زيرا در نهايت موجب سوء استفاده از کودکان و مرگ ميليونها انسان در سال مي گردد . اينها مثالهايي است از فقدان عشق به همنوع و عدم فعاليت درجهت حفظ سلامت ديگران . ما منابع تغذيه هر فرد را در اختيار داريم و ميدانيم چگونه غذا را درحد کفايت خود از احياء زمين بدست آوريم . ميزان مرگ شيرخوار در طول دو دهه گذشته به حد قابل توجهي افت کرده و يک سوم موارد مرگ ناشي از گرسنگي کاهش يافته است . براي پايان دادن به گرسنگي ، حل مشکلات جمعيت و محيط زيست ضروري است . جوامعي با تغذيه مناسب و موارد مرگ و مير که شيرخواران مجبور نيستند که به هر تعداد ممکن صاحب فرزند شوند و اين به نوبه خود موجب پايين آمدن ميزان تولد و کاهش آسيب هاي زيست محيطي مي گردد . اگر زندگي را خوب اداره کنيم ، نان و محبت کافي براي همه وجود دارد .

آلودگي هوا و گرم شدن کره زمين بدليل انباشته شدن اتمسفر از دي اکسيد کربن و ساير گازهاي ناشي از بکارگيري سوختهاي فسيلي ، مصرف انرژي وکاسته شدن پوشش جنگلي مي باشد. بسياري از دانشمندان از اين موضوع که اين عوامل مي توانند موجب تغييرات آب و هوايي   کره زمين و ايجاد با اثرات بالقوه خطرناک آن شود ، نگران هستند .

ً من معادل من باضافه پيرامون خود هستم و اگر آن ديگري حفظ نشود، من نيز قادر به حفظ خود نيستم .ً

خوزه اورتگاگازت

 

ما بعنوان يک شخص و يا گونه اي از جانداران بندرت آنچه را که واقعاً روي مي دهد مي بينيم  مگر اينکه مجبور به پرداخت بهاي گزاف آن شويم . ما همچنين به آساني با هر موفقيتي به خوابي آرام فرو ميرويم .

آنچه که از آن اطلاعي نداريم مي تواند موجب آسيب يا حتي مرگ ما شود . از طرف ديگر آنچه ما درمي يابيم نه فقط مي تواند کمکي براي شخص ما باشد ، بلکه مي تواند ما را در ساختن دنيايي بهتر نيز ياري دهد . حفظ انرژي با پائين آوردن ميزان رانندگي و استفاده از ماشينهايي با سوخت بهتر ، عايق کاري منازل ، استفاده از پست الکترونيکي (E-mail) به جاي کاغذ و بسياري ديگر از اعمال ساده مي تواند موجب صرفه جويي مالي و حفظ کره زمين شود .

۲۰۰ ثروتمند طراز اول جهان بيش از ۲ بيليون مردم فقير ثروت دارند . نيمي از جمعيت جهان   ( تقريبا ً ۳ ميليارد نفر ) با کمتر از ۲ دلار در روز زندگي مي کنند . در ايالات متحده تقريباً         ۳۶ ميليون نفر و يک پنجم کودکان در فقر زندگي مي کنند .

ً کره زمين امکانات کافي فقط براي برطرف ساختن نياز هر فرد فراهم مي کند و نه ارضاي جاه طلبي او . ً

مهاتما گاندي

 

در هيچ مکاني پيوند نامقدس گرسنگي ، بيماري ، انفجار جمعيت ، تخريب محيط زيست ، سوء استفاده از حقوق انساني ، خشونت و فقدان حرمت انساني آشکارتر از موقعي نيست که مستقيماً به حقايق فقر جهاني نگاه مي کنيم . با ورود به هزاره جديد اين حقيقت که ۲۰۰ انسان ثروتي بيش از ۲ ميليارد فقير دارند ، زنگ خطري براي وجدان ماست . هيچ تمدني چنين مهجور نمي تواند دوام بياورد . حتي در ثروتمندترين ملل تاريخ ، فقر - بخصوص براي کودکان - در يک سطح           نگران کننده اي باقي مانده است . بدون ترديد اکثريت عظيم مردم خواهان عدم اشتغال به کار و يا برخورداري از ارزشي برابر با ثروتمندان جامعه نمي باشند . مسئله داشتن فرصت است . راه حلهاي بسياري جهت خاتمه دادن به فقر وجود دارد و در نهايت بکارگيري تمامي توان انسانها در جهت حل اين معضل بزرگ ضروري است .

جوامع ثروتمندبا بيماري قلبي ، سرطان ، اعتياد ، ايدز و ساير بيماريها در حال مبارزه بوده و هزينه مراقبتهاي بهداشتي آنها افزايش زيادي يافته است . اين مشکلات در جوامعي با ثروت کمتر و فقير بسيار شديد تر است . بيماري غالباً بومي بوده و به همراه ساير مشکلات موجب مرگ ميليونها نفر و رنج کشيدن بيليونها نفر ديگر مي شود .

بيماري جزئي از زندگي است . گر چه همانند مرگ غير قابل اجتناب است ، اما در اغلب موارد قابل پيشگيري بوده و يا بسته به وسعت دانش ما تا اندازه اي قابل درمان مي باشد. همانند تمام مسائل بزرگي که انسانيت با آن روبروست ، بيماري قسمتي از يک حرکت به هم پيوسته است . محدود بودن منابع ، رشد جمعيت ، گرسنگي و تاثير محيط پيرامون همگي در ايجاد بيماري و عدم دسترسي به مراقبتهاي بهداشتي موثرند . بيماري هيچگونه مرزي نمي شناسد . بيماري اغلب با انتخاب خود ما و يا انتخاب ديگران مرتبط مي باشد . مصرف الکل ، مواد مخدر و تنباکو ممکن است بيش از ساير عوامل موجب شديد تر شدن بيماري و مرگ شده ، عواقب در کنار آن داستانهاي اندوهباري را در زندگي شخصي ، فاميلي و اجتماعي افراد بوجود آورد . ابتلا به بيماري روحي ، وجود تنش هاي رواني و همينطور مصمم بودن پيشگيري از مشکلات و رويارويي با آنها نيز از مسائل حياتي به شمار مي روند . بيماري به يادمان مي آورد که کمک به ديگران و کمک به خود هميشه نتيجه اي يکسان دارد .

      « گر چه جهان مملو از درد است ، راههاي غلبه برآن نيز بيشمار است . »

                                                                                                                  هلن کلر

 

 

 

Back