در انتهاي هزاره دوم ، جمعيت دنيا به ۶ بيليون نفر رسيد و اين بيشتر از ۲ برابر جمعيت دنيا در نيم قرن اخير مي باشد . در سال ۱۹۵۰ جمعيت جهان ۵/۲  بيليون نفر بوده و در ۵۰ سال اخير شاهد بيشترين ميزان رشد جمعيتي که تاکنون اتفاق افتاده است ، بوده ايم .

اين رشد زياد در نتيجه افزايش اميد زندگي ، کاهش مرگ و ميرکودکان و برابري تعداد آنها با تعداد والدين ايجاد شده است . ولي هنوز کاهش باروري کلي ، کاملاً اتفاق نيافتاده است .

براساس پيش بيني هاي جاري ، افزايش جمعيت کلي جهان تا ۵۰ سال آينده ادامه خواهد داشت و افزايش به ميزان نصف جمعيت فعلي موجب مي شود که تا سال ۲۰۵۰ جمعيت جهان به بيش از ۹ بيليون نفر برسد .

مسن شدن جمعيت يک پديده جهاني است که بيانگر روند تغييرات جديد در ساختار سني جمعيت فعلي مي باشد و بنظر مي رسد که اين روند در قرن بيست و يکم بسيار چشمگير باشد که همانطور که اشاره شد در نيتجه تغيير باروري کلي و کاهش مرگ و مير در دنيا است . روند سريع مسن شدن جمعيت يک تغيير قابل توجه جمعيتي است که در تعدادي از کشورهاي صنعتي که اميد زندگي بالا و روبه افزايش و ميزان باروري پايين مي باشد ، به چشم مي خورد .

مشابه اين امر در کشورهاي آسياي شرقي و جنوب شرقي امريکاي لاتين ،که کاهش ميزان باروري زودتر آغاز شده است نيز ديده مي شود .

در صحراي جنوبي افريقا- منطقه اي با جوانترين جمعيت- عليرغم مرگهاي ناشي از ايدز و HIV ، متوسط سن در حال افزايش است و در کشورهاي در حال توسعه متوسط سن به ۲۴ سال (۵ سال افزايش نسبت به سال ۱۹۷۵ ) و در کشورهاي توسعه يافته به ۳۷ سال (۸ سال افزايش نسبت به سال ۱۹۶۰ ) رسيده است . به طور کلي جمعيت ۸۰ ساله و بالاتر براي اولين بار از جمعيت گروه سني زير ۱۵ سال پيشي گرفته است .

به طور کلي ، اميد زندگي در زمان تولد افزايش يافته است ، يعني فاصله بين کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته به طور قابل توجهي کم شده و از ۲۲ سال در سال ۱۹۶۰ به کمتر از۱۲ سال در سال ۲۰۰۰ کاهش يافته است . در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه فاصله اميد زندگي در زنان از ۲۴ سال به حدود ۱۴ سال و براي مردان از ۲۰ سال به حدود ۹ سال کاهش پيدا کرده است .

نرخ رشد جمعيت دنيا به طور متوسط به ميزان ۳/۱  درسال کاهش يافته ( ۶/۱  درصد در کشورهاي درحال توسعه و ۳٪ درصد در مناطق توسعه يافته ) و ميزان باروري ، يعني تعداد فرزندان از سال ۱۹۶۰ از ۵ نفر به ۳ نفر ( از ۶ به ۳ در کشورهاي در حــــال توسعــــه و از ۷/۲  به ۶/۱  در مناطق توسعه يافته ) کاهش يافته است .

در سال ۲۰۰۰تعداد کشورهايي که باروري در سطح جانشيني دارند ( يعني ۱/۲   فرزند به ازاي هر زن از ۹ به ۶۴ کشور رسيده است . اين کشورها ۷/۲  بيليون نفر يعني ۴۴ درصد جمعيت جهان را درخود جاي مي دهند . بعضي از کشورها نيز در اروپا با رشد منفي جمعيت مواجه هستند . ادامه اين وضعيت طي چند دهه آينده دنيا را تحت تاثير قرار خواهد داد .

کاهش جمعيت در بعضي از کشورها و مسن شدن جمعيت نياز به ايجاد و تطابق و کاربرد روشهاي مداخله اي دارد ، زيرا ايجاد و تغيير در نسبت تعداد افراد پير به جوان مي تواند نيروي کار ، مقرري ها ، سيستمهاي بيمه بهداشتي و روابط خانوادگي را تحت تاثير قرار دهد.

در حال حاضر بييش از نيمي از زنان مسن ۶۰ سال و به بالا در مناطق در حال توسعه زندگي مي کنند . اين رقم در کشورهاي درحال توسعه ۱۹۸ ميليون و در کشورهاي توسعه يافته ۱۳۵ ميليون نفر مي باشد . بدليل افزايش سن ، احتمال بروز ناتواني افزايش مي يابد .تعجب آور نيست که بررسي ها نشان مي دهند که تعداد زنان ناتوان در جوامع پيرتر روندي رو به افزايش دارند . فقر در سنين پيري غالباً منعکس کننده وضعيت بد اقتصادي در دوره جواني و عامل تعيين کننده وضعيت سلامتي تمام دوران زندگي فردي مي باشد .

کشورهايي که مطالعاتي در زمينه رابطه فقر با سن و جنس افراد دارند (اکثر کشورهاي توسعه يافته ) نشان مي دهند که زنان پير نسبت به مردان پير فقير تر مي باشند . فقر همچنين به تغذيه ناکافي يا عدم دسترسي به غذاي کافي مربوط بوده و وضعيت سلامتي زنان پير غالباً نمايانگر فقر رژيم غذايي آنها مي باشد .

آموزش و سواد در بين گروههاي زنان پير در کشورهاي در حال توسعه پايين است .

برنامه بهداشت سالمندان سازمان بهداشت جهاني (AHE) جنس را بعنوان يکي از عوامل اصلي تعيين کننده سلامت مي شناسد . اين سازمان سالم پير شدن را با تکيه بر اينکه افراد پير ، سرمايه اي براي خانواده و جامعه هستند و اتخاذ روشهايي که افراد پير را قادر سازد تا بتوانند در عمر طولاني خود سالم و فعال به زندگي ادامه دهند توسعه مي دهد .

 

 

 

Back